4438

تورم و تحریم

به وجود آمدن تکانه های شدید تورمی در اقتصاد ایران همزمان با تشدید تحریم های غرب در سال 91 باعث شد که این برداشت در جامعه شکل گیرد که اقتصاد ایران نتوانسته همگام با آرمان‌های انقلاب به سمت استقلال حرکت کند و وابستگی شدید اقتصاد ایران به غرب باعث افزایش شدید تورم پس از تشدید تحریم های غرب علیه ایران شده است. اما آیا واقعاً اقتصاد ایران وابستگی زیادی به غرب دارد و علت اصلی افزایش شدید تورم ، تشدید تحریم های اعمال شده توسط غرب بر اقتصاد ایران بوده است؟
اصولاً افکار عمومی واردات زیاد و وابستگی بیش از حد به نفت را به عنوان دو شاخص اصلی عدم استقلال و یا وابستگی بیش از حد اقتصاد ایران به غرب می شناسد. اما از نظر اقتصادی بر خلاف چیزی که در رسانه ها تبلیغ می شود، اقتصاد ایران نه تنها از نظر این دو شاخص وضعیت نامطلوبی ندارد، بلکه این دو شاخص از نقاط قوت بسیار مهم اقتصاد ایران به شمار می آیند.
از نظر اقتصادی میزان واردات متغییری نسبی است و حجم آن‌ به صورت مجرد معنادار نبوده و در مقایسه با تولید ناخالص داخلی معنا پیدا می کند. به عبارت دیگر میزان واردات به تنهایی نمی‌تواند بیانگر وضعیت استقلال اقتصادی باشد و متغییر شاخص در این زمینه نسبت میزان واردات به میزان تولید ناخالص داخلی است. به زبان ساده این نسبت نشان می دهد که چه سهمی از مصرفی که یک جامعه دارد از خارج تأمین می شود.
میزان واردات ایران در سال ۹۰ و ۹۱ به ترتیب ۶۱۸۰۸ و ۵۳۳۴۸ میلیون دلار بوده است(1). میزان تولید ناخالص داخلی ایران بنا به آمار صندوق بین المللی پول در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ترتیب برابر ۴۷۵ و ۴۹۴ میلیارد دلار بوده است(2) . بدین ترتیب اگر سال ۹۰ را با سال ۲۰۱۱ و سال ۹۱ را با سال ۲۰۱۲ در نظر بگیریم، نسبت واردات به تولید ناخالص داخلی برای اقتصاد ایران در این دو سال از ۱۳ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته است.
به وجود آمدن تکانه های شدید تورمی در اقتصاد ایران همزمان با تشدید تحریم های غرب در سال 91 باعث شد که این برداشت در جامعه شکل گیرد که اقتصاد ایران نتوانسته همگام با آرمان‌های انقلاب به سمت استقلال حرکت کند و وابستگی شدید اقتصاد ایران به غرب باعث افزایش شدید تورم پس از تشدید تحریم های غرب علیه ایران شده است. اما آیا واقعاً اقتصاد ایران وابستگی زیادی به غرب دارد و علت اصلی افزایش شدید تورم ، تشدید تحریم های اعمال شده توسط غرب بر اقتصاد ایران بوده است؟

اصولاً افکار عمومی واردات زیاد و وابستگی بیش از حد به نفت را به عنوان دو شاخص اصلی عدم استقلال و یا وابستگی بیش از حد اقتصاد ایران به غرب می شناسد. اما از نظر اقتصادی بر خلاف چیزی که در رسانه ها تبلیغ می شود، اقتصاد ایران نه تنها از نظر این دو شاخص وضعیت نامطلوبی ندارد، بلکه این دو شاخص از نقاط قوت بسیار مهم اقتصاد ایران به شمار می آیند.
از نظر اقتصادی میزان واردات متغییری نسبی است و حجم آن‌ به صورت مجرد معنادار نبوده و در مقایسه با تولید ناخالص داخلی معنا پیدا می کند. به عبارت دیگر میزان واردات به تنهایی نمی‌تواند بیانگر وضعیت استقلال اقتصادی باشد و متغییر شاخص در این زمینه نسبت میزان واردات به میزان تولید ناخالص داخلی است. به زبان ساده این نسبت نشان می دهد که چه سهمی از مصرفی که یک جامعه دارد از خارج تأمین می شود.
میزان واردات ایران در سال ۹۰ و ۹۱ به ترتیب ۶۱۸۰۸ و ۵۳۳۴۸ میلیون دلار بوده است(3). میزان تولید ناخالص داخلی ایران بنا به آمار صندوق بین المللی پول در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ترتیب برابر ۴۷۵ و ۴۹۴ میلیارد دلار بوده است(4). بدین ترتیب اگر سال ۹۰ را با سال ۲۰۱۱ و سال ۹۱ را با سال ۲۰۱۲ در نظر بگیریم، نسبت واردات به تولید ناخالص داخلی برای اقتصاد ایران در این دو سال از ۱۳ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته است.
شدت یافتن تحریم ها در سال ۹۱ سبب شد که اقتصاد ایران رتبه اول کمترین میزان واردات به نسبت تولید ناخالص داخلی در جهان را از برزیل برباید. بنا به آخرین آمار بانک جهانی(5) که مربوط به سال ۲۰۱۱ می شود، برزیل با نسبت ۱۲ درصد، ژاپن و سودان با نسبت ۱۶ درصد و آمریکا با نسبت ۱۷ درصد در جایگاه دوم تا پنجم پس از ایران در این شاخص قرار دارند.

38
مقایسه نسبت واردات به تولید ناخالص داخلی ایران با ۵ رتبه بعدی جهانی

 

البته باید توجه داشت که این شاخص برای اقتصاد ایران هنگامی برابر ۱۰ درصد می‌شود که تولید ناخالص داخلی را بر اساس قدرت خرید در نظر نگیریم. و الا تولید ناخالص داخلی ایران بر اساس قدرت خرید نزدیک به هزار میلیارد دلار (6) و در نتیجه شاخص میزان واردات به تولید ناخالص داخلی بر اساس قدرت خرید نزدیک به ۵ درصد خواهد بود. به عبارت ساده اقتصاد ایران تنها اقتصاد در دنیا است که از هر ۱۰۰ واحد کالا و خدماتی که مردم مصرف می کنند،‌ تنها ۵ واحد آن از خارج تأمین می شود.
دومین شاخصی که در افکار عمومی به عنوان نماد وابستگی و عدم استقلال اقتصاد ایران به شمار می‌آید، وابستگی آن به درآمد های حاصل از صادرات نفت است. اما همانطور که در مورد واردات گفته شد، میزان درآمدهای نفتی نیز از نظر اقتصادی به تنهایی بیان کننده اهمیت این درآمدها در اقتصاد نیست و متغیر اصلی در اینجا نیز نسبت این درآمد به تولید ناخالص داخلی است. آخرین گزارش سالانه منتشر شده اوپک از درآمد حاصل از صادرات نفت کشورهای عضو این سازمان در سال ۲۰۱۱ نشان می‌دهد که ایران با نسبت درآمد حاصل از صادرات نفت به تولید ناخالص داخلی ۱۲ درصد، جایگاه دوم – پس از اقتصاد کوچک اکوادر با نسبت ۱۱ درصد – در عدم وابستگی اقتصاد به نفت را در میان کشورهای عضو اوپک داراست.(7)

 

39
سهم صادرات نفت از تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو اوپک ۲۰۱۱ (ارقام به میلیارد دلار)
البته این آمار مربوط به سال ۲۰۱۱ است، و آمارهای منتشر شده توسط اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد درآمد حاصل از صادرات نفت ایران در سال ۲۰۱۲ به علت تشدید تحریم ها در این سال به شدت کاهش داشته است. این آمار حاکی است که مجموع درآمد حاصل از صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران در سال ۲۰۱۲ برابر ۶۹ میلیارد دلار (8) و تقریباً معادل ۷ درصد تولید ناخالص داخلی ایران بوده است. با این حساب تحریم ها توانسته اند به ایران کمک کنند، که با وابستگی ۷ درصدی به نفت و گاز در مقایسه با اقتصادهای نفتی همسایه خود در خاورمیانه که عموما بیش از ۴۰ درصد از حجمشان تنها به نفت وابسته است، یک اقتصاد غیر نفتی به شمار آید.

 
40
نمودار سهم صادرات نفت از تولید ناخالص داخلی کشورهای عضو اوپک

 

به زبان ساده مردم دز عربستان سعودی از هر ۱۰ قرص نانی که مصرف می کنند، نزدیک به ۵ قرص را به وسیله درآمد حاصل از صادرات نفت خام از دنیا وارد می کنند، و اگر روزی نفتی برای صادرات نباشد،‌ مردم باید مصرف خود را نصف کنند! این نسبت برای امارات متحده عربی ۴، لیبی ۵ و کویت و عراق ۶ است.

اگر بخواهیم صادرات میعانات گازی و پتروشیمی را نیز اضافه کنیم، خواهیم دید که اقتصادهای منطقه با نفت و گاز زنده‌اند و اگر زمانی نفت و گازی برای فروش نباشد، اقتصادی نیز وجود نخواهد داشت. اما برخلاف چیزی که در رسانه‌ها به طور گسترده تبلیغ می‌شود، مردم ایران از هر ۱۰ قرص نان، تنها ۱ قرص آن را از محل درآمد حاصل از صادرات نفت خام، میعانات گازی و پتروشیمی به دست می‌آورند و اگر روزی قرار باشد هیچ‌کس در دنیا نفت، گاز و فرآورده های مربوط به آن را خریداری نکند، خانواده‌های ما باید به جای ۱۰ قرص، ۹ قرص نان مصرف کنند. هرچند که این نقطه قوت نباید باعث شود به تولید وارداتی کشور که یکی از مهمترین دلایل رشد قیمت ها بعد از افزایش تحریم ها بود بی توجه باشیم.
اما با وجود همه نقاط ضعف در اقتصاد کشور باید به این مهم توجه داشت که اقتصاد ایران هم اکنون نه تنها از نظر میزان تولید ناخالص داخلی به عنوان هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا شناخته می شود، بلکه به زبان ساده می توان آن را در این سه دهه تحریم و مقاومت به کودکی تشبیه کرد که ۳۰ سال سختی وی را به مردی تبدیل کرده که نه تنها بسیار بهتر از تمام هم سن و سالان ناز پرورده ی همسایه اش می داند چگونه باید روی پای خود ایستاده، و در جهتی خلاف میل بزرگترها در پیچ تاریخی بزرگ پیش روی خود گام بردارد، بلکه از نظر شاخص های کلان اقتصادی و به گواه آمارهای سازمان های معتبر بین‌المللی مستقل ترین اقتصاد دنیا به شمار می آید.

 
1. www.irica.gov.ir
2. www.imf.org
3. www.irica.gov.ir
4. www.imf.org
5. data.worldbank.org
6. www.imf.org
7. www.imf.org
8. www.tasnimnews.com

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *