130401171803_iran_money_640x360_bbc_nocredit

ادعای کمبود نقدینگی در اقتصاد ایران

در علم اقتصاد نقدینگی(M2) هر کشور، میزان پول موجود در آن اقتصاد را بیان می کند. برای تشخیص متناسب بودن میزان پول موجود در اقتصاد هر کشور شاخصی وجود دارد که نسبت نقدینگی(M2) به تولید ناخالص داخلی (GDP) را بیان می کند(M2/GDP). این شاخص از آن حیث حائز اهمیت است که کاربرد نقدینگی انجام مبادلات در اقتصادی است که کل تولید کالا و خدمات آن در سال با عنوان تولید ناخالص داخلی شناخته می‌شود، و در نتیجه میزان مناسب آن تنها با دقت در حجم تولید ناخالص داخلی به دست می آید.
ظاهراً اولین اشتباه در بین اغلب اقتصاددان های کشور که ادعا دارند نقدینگی اقتصاد ایران پایین‌تر از نرم جهانی است، از اینجا ناشی می شود که برای محاسبه این شاخص به آمار بانک جهانی (1) استناد می کنند. نمونه این اشتباه را می توانید در دومین همایش “سياست هاي پولي و چالش هاي بانكداري و توليد” در ارائه یکی از اساتید اقتصاد (اینجا) ملاحظه نمایید. همین طور که مشاهده می کنید در این همایش جدولی ارائه شده است که میزان نقدینگی در ایران با سایر کشورها به استناد آمار بانک جهانی مقایسه شده است.

33

جدول شماره 1 %( M2/GDP) (2011) 

جدول مربوط به تارنمای events.donya-e-eqtesad.com

نگاهی گذرا به آمار بانک جهانی (2) نشان می‌دهد که آمار ۶۹ درصد ذکر شده برای ایران در جدول بالا، آمار بانک جهانی نیست و توسط پژوهشگر محترم محاسبه شده و در جدول قرار گرفته، و الا بانک جهانی آمار ایران را در سال ۲۰۱۱ رقم عجیب ۱۰ درصد اعلام کرده و از آن پس اعلام آمار ایران را متوقف کرده است! نکته دیگری که در استفاده از آمار بانک جهانی باید به آن توجه داشت آن است که همانطور که در توضیحات ابتدایی این آمار در سایت بانک جهانی آمده است، در محاسبه نقدینگی برای کشورها، آمار سپرده های ارزی نیز لحاظ شده است که به طور معمول این آمار به عنوان جزئی از M2 یا همان نقدینگی به حساب نمی آید!
با توجه به این موارد به سادگی می‌توان دریافت که استناد به آمار بانک جهانی برای مقایسه میزان نقدینگی ایران با سایر کشورها، آن هم با محاسبه نقدینگی با یک تعریف متفاوت برای اقتصاد ایران، استناد صحیحی نیست.
اگر بخواهیم آمار نسبت نقدینگی(M2) کشورها – بدون احتساب سپرده های ارزی- به تولید ناخالص داخلی(GDP) آن‌ها را در سال 2013 به دست آوریم، به استناد آمار tradingeconomics به جدول زیر خواهیم رسید.

34
جدول شماره 2  (M2/GDP (2013) 

اما جایگاه ایران در این جدول کجاست؟ با توجه به نوسانات شدید نرخ ارز در دو سال گذشته، تبدیل نقدینگی از واحد اصلی یعنی ریال به دلار، همچنین تبدیل میزان تولید ناخالص داخلی از ریال به دلار، خطای قابل توجهی را ایجاد خواهد کرد. دقیق تر این است که نقدینگی و تولید ناخالص داخلی را با همان واحد اصلی یعنی ریال محاسبه کرده و نسبت را به دست آوریم. براساس گزارش بانک مرکزی تولید ناخالص داخلی ایران در پایان سال ۹۱ برابر ۶۷۵ هزار میلیارد تومان و نقدینگی کشور در همان زمان برابر ۴۶۰ هزار میلیارد تومان بوده است، می‌توان نتیجه گرفت که این نسبت در پایان سال ۹۱ برای ایران برابر 68/0 بوده است.

البته باید توجه داشت همانطور که وزیر اقتصاد چندی پیش اشاره داشته اند این نقدینگی، تنها نقدینگی قابل شناسایی توسط بانک مرکزی بوده و در صورت افزودن سهم ۳۰ درصدی مؤسسات غیرمتشکل پولی مانند مؤسسات مالی و اعتباری، صندوق ها و… حجم نقدینگی قطعاً بیش از رقم اعلام شده است. با اضافه کردن 30درصد به نقدینگی اعلام شده، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی ایران تقریبا برابر 0.88 خواهد بود. جدول شماره2 به وضوح نشان می دهد، این رقم مشابه اقتصادهای بزرگ دنیا و کشورهای اروپایی است. در این جدول تنها دو عدد کاملاً متفاوت و معنا دار وجود دارد که متعلق به ژاپن و چین است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

35
نمودار متناسب با جدول 2

 

همین طور که در نمودار بالا مشاهده می کنید، نتایجی که یکی از اساتید با معیار دوگانه ارائه داده بودند(جدول شماره 1 ) و وانمود می‌کرد که نقدینگی در ایران باید تقریباً ۳برابر میزان کنونی باشد تا به نرم جهانی نزدیک شود، به طور کامل نقض شده است. نمودار به وضوح نشان می دهد که نسبت نقدینگی ایران به تولید ناخالص داخلی اش در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای مانند ترکیه و برزیل که اقتصادشان شباهت‌های بیشتری با اقتصاد ایران دارد، نه تنها کم نیست، بلکه بسیار بیشتر هم هست. در‌ واقع اگر همانطور که وزیر اقتصاد اشاره داشته اند، سهم ۳۰ درصدی مؤسسات غیر متشکل پولی به آن اضافه شود(قسمت قرمز رنگ نمودار)، خواهیم دید که این نسبت تقریبا هم تراز کشورهای اروپایی است.

حال اگر بخواهیم پا را از یک مقایسه صرف عددی فراتر نهاده و کمی علمی تر به مسأله نگاه کنیم، هم قادر خواهیم بود علت بالا بودن بیش از حد نقدینگی در ژاپن و چین را تحلیل کنیم، هم متوجه خواهیم شد که چرا این میزان نقدینگی در ایران علی‌رغم شباهت عددی با اروپا، بسیار زیاد، فاجعه بار و به شدت تورم زاست!
بیایید برای ساده سازی موضوع فرض کنیم در یک اقتصاد قرار است سالانه ۱۰۰ میلیون دلار کالا و خدمات تولید و مورد داد و ستد قرار گیرد. اگر در این اقتصاد ۵۰ میلیون دلار پول وجود داشته باشد، می‌توان ادعا کرد که به طور متوسط هر واحد پول هر ۶ ماه یک بار باید در مبادله مورد استفاده قرار بگیرد تا نهایتاً با ۵۰ میلیون دلار در سال بتوان ۱۰۰ میلیون دلار کالا و خدمات خرید و فروش کرد. اما اگر در اقتصاد ۸ میلیون دلار پول وجود داشته باشد، هر واحد پولی تقریباً باید هر ماه یک بار برای مبادله مورد استفاده قرار گیرد. واضح است با چنین پیش فرضی، اگر در کشوری مثل ایران مردم به علت تورم بالا و کاهش مستمر ارزش پول، تمایل به نگهداری پول نداشته باشند، پول با سرعت بسیار بالایی به گردش در خواهد آمد.

در چنین شرایطی که به اصطلاح اقتصادی، پول داغ شده است، به علت سرعت بالای گردش پول نیاز اقتصاد به پول به شکل قابل توجهی کاهش می‌یابد. لذا می‌توان گفت با توجه به تورم بسیار بالا و مزمن در اقتصاد ایران نزدیک بودن این شاخص به کشورهای اروپایی با تورم زیر ۵ درصد یک فاجعه است. با این تحلیل می‌توان به سادگی متوجه شد که چرا نقدینگی در ژاپن تا این حد بالاست. همانطور که در نمودار زیر می‌بینید تورم ژاپن در ۵ سال گذشته تقریباً همواره منفی بوده است. به عبارت ساده مردم اگر پول را در خانه خود نگه‌دارند، سال بعد می توانند با همان پول مقدار بیشتری کالا و خدمات نسبت به سال گذشته بدست آورند! واضح است که در چنین اقتصادی به علت پایین آمدن سرعت گردش پول، نیاز به پول بیشتری برای برآورده ساختن نیازهای اقتصاد وجود دارد و باید نقدینگی را افزایش داد.

36

تورم ژاپن از ابتدای ۲۰۰۹ تا انتهای ۲۰۱۳

 

یا در مورد اقتصاد چین باید توجه داشت، همانطور که در نمودار زیر می‌بینید در ۸ سال گذشته ارزش یوان چین به نسبت دلار آمریکا همواره در حال رشد بوده است. اگر این واقعیت را در کنار نرخ سود سالانه سپرده ۶ درصد بانک ها¬(3) و تورم سالانه ۲ درصد(4) در چین و کاهش شدید سود سپرده ها در اقتصادهای توسعه یافته بگذاریم، متوجه خواهیم شد که بسیاری از سرمایه گذاران بین‌المللی در این سال‌ها تمایل شدیدی دارند که پول خود را به یوان تبدیل و در بانک های این کشور سپرده گذاری کنند. واضح است که در چنین شرایطی حجم بسیار بالایی از پول در اقتصاد، صرف مبادله نمی شود یا به اصطلاح در حساب ها خوابیده است. پس برای تأمین نیاز مبادلاتی اقتصاد باید حجم بیشتری پول به اقتصاد تزریق کرد.

 

37
رشد ارزش یوان نسبت به دلار از ابتدای ۲۰۰۵ تا انتهای ۲۰۱۳
همانطور که دیدیم حجم پول موجود در اقتصاد ایران در مقایسه با سایر کشورها نه تنها کم نبوده بلکه درصد قابل توجهی مازاد ظرفیت اقتصاد کشور است. و بانک ها در خلاء سیاست گذاری صحیح و نظارت بانک مرکزی با سوء استفاده از شرایط موجود با خلق پول به تولید نقدینگی بیش از نیاز اقتصاد دست زده اند و افراد محدودی هم به قیمت تحمیل تورم به مردم از این سرمایه های باد آورده بهره ها برده اند و بانک ها از هیچ، سودهای کلان به جیب خود ریخته اند و تنها گرانی و تورم آن نصیب مردم شده است.
حال یک سؤال بوجود می آید؛ با وجود زیاد بودن نقدینگی در اقتصاد کشور چرا بسیاری از تولید کنندگان ما مشکل تأمین نقدینگی دارند؟! در پاسخ باید گفت آنچه موجب کمبود نقدینگی در بخش های مولد و سالم اقتصادی شده است، جریان ناسالم پول در کشور از طریق سیستم بانکی است که حجم عمده منابع کشور را در بازارهای سفته بازی و سوداگری سرازیر کرده است. و بانک ها سپرده های مردم را بدون هیچ گونه ضابطه و به صلاحدید خود در بازارهای مختلف تزریق می کنند و بحران را در بخش های مختلف اقتصادی ایجاد می کنند.

1. data.worldbank.org
2. api.worldbank.org
3. www.tradingeconomics.com
4. www.tradingeconomics.com

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *